بازی
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٦ 

من بی دعوت اومدم

هفت ترانه از چند ده ترانه دوست داشتنی:

1.با کوچه اواز رفتن نیست        

 فانوس رفاقت روشن نیست

نترس از هجوم حضورم

چیزی جز تنهایی با من نیست

ترانه:جنتی عطایی / اهنگ:بابک بیات/خواننده: مانی رهنما

2.من تا رنگین کمون پشت بارون

ببر با من خسته اشنا کن

روزن کلبه بگیر پرده بنداز

در ببند سفره ترانه واکن

ترانه:جنتی عطایی/اهنگ:بابک بیات/خواننده:علی سهراب

3.به فردا دل خوشم شاید که با فردا

طلوع خوب خوشبختی من باشه

شب با رنج تنهایی من سر کن

شاید فردا روز عاشق شدن باشه

ترانه: جنتی عطایی/اهنگ:فرید زلاند(70درصد)/خواننده:داریوش

4.زیر شلاق زمستون بغض تاریخی سنگم

که اسیر این غروب یخی پریده رنگم

می مونم زیر هجوم سنگی اوار کینه

واسه بازیچه نبودن اخرین بازی همینه

ترانه: جنتی عطایی/اهنگ:/خواننده:گو گوش

5.اولین بار اولین بار

اولین دل دل دیدار

اولین تب اولین شب

سرفه های خشک سیگار

زنگ اخر زنگ غیبت

وقت خوب سینما بود

زنگ نور زنگ سایه

امتحان بوسه ها بود

ترانه و خواننده:شهیار قنبری

6.تو هم مومن نبودی

بر گلیم ما

وحتی /در حریم ما/ ساده دل بودم/ که میپنداشتم

دستان نااهل تو باید

مثل هر عاشق رها باشد

ترانه: شهیار قنبری/اهنگ و خواننده:فرهاد/تنظیم:اندرانیک

7.حس همیشه داشتنت نه عشق دلبستگی

نه قصه گسستن نه حرف پیوستگی

عادت عشق عاطفه هرچی لغت تو عالم

برای حس من و تو یه حس گنگ مبهم                                                     

ترانه:اردلان سرفراز/اهنگ:فرید زلاند/خواننده:ابی

خیلی ها موندن..........


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٦ 
اسمانم را گرفته تنگ در اغوش /ابر با ان پوستین سرد و نمناکش
ولش کن بی حیا
برو با خوار(خار)مادر خودت
..................................
بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر
دهه فجر بر فجر افرینان .........باد
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد /هم رونق دیار شما نیز بگذرد
این نوبت از ناکسان به شما ناکسان رسید/نوبت ز ناکسان شماوماها (جمع جمیع)بگذرد." ان شاالله
درونها تیره گشت باشد که از غیب/چراغی برکند (با لا بیاورد یعنی برافروزد)خلوت نشینی

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا عاجزم گردان ز درویشی وخرسندی

کلمات کلیدی:
 
بر سر شیشه هر پنجره بگرفته قرار برفی همه کارش اشوب
ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٦ 
ما به این در نه پی حشمت وجاه امده ایم                     از بدحادثه این جا به پناه امده ایم
حشمت کجاست؟ من حشمتم می خوام
کجای این جنگل شب؟
پشت کدوم سد سکوت؟
به کدام مذهب استی؟
زکدام ملت استی؟
که ندا ز در درامد:
که برو برو عراقی
چنگ در پرده
پند
سود
عقل
قلقلکم نده
روح تو نوح من
من
خودت
جمال تو
کمالاتت
که توهم از ان مایی

کلمات کلیدی:
 
تو را دوست دارم اگ دوست دارم
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٦ 
بر این همه غم بی غمگسار لعنت
براسمان تیره ی نم دار لعنت
لعنت براین همه شفق وفلق واین همه غروب
سهم تو از همه ی عاشقانه ها لعنت
این چرندیات را بر تو که نمی شناسم نمی شناسی نمی شناسند تقدیم چنان که در عهده قدیم.
ومن از اسمان شکایت دارم بخاطر چکیدن های بی گاهش وشکایت ام را در دلم نگاه خواهم داشت تا رو دل کنم بمیرم تا راحت شوی شود شوند.
حضوری گر همی خواهی از او غایب نشو حافظ
گوش کن
کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٦ 
شب سیاه آینه ز عكس آرزو تهی‌ست                               چه بودی ار پری رخی ز چادری درامدی
هوشنگ ابتهاج
من هاج وواج
بس است ای سحاب رحمت
يک پرده باز بين من و او کشيده اند                                    سارا گمانم آن طرف پرده مانده است
چیزی بگو حرفی بزن وگرنه میمیره دلم
سارا کلاس اول تنها چهار حرف است                                     اما کلاس اخر سارا هزار حرف است
غمت قشنگ مشنگ
من خواب وگنگ مانده وخوبان ز شش جهت
ای که دستت می رسد کاری بکن.........................................................................

کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٦ 
پشت دیوار شب یه راهی داره که میره یه راس دره خونه ستاره و.........................................................و
کلمات کلیدی:
 
بعید تر منشین از حدود زمزمه رس
ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ دی ،۱۳۸٦ 
من غلام قمرم غیر قمر هیچ نگو
                           پیش من جز سخن شمع شکرهیچ  نگو
هر طایفه ای زمن گمانی دارد
                           من زان خودم چنان که هستم هستم
از بریدگیها.. تا مرحم ها ..از زخمهای بی مرحم.. از راز های بی محرم .....تا رحم های اجاره ای
من کجای شهر شب پنهان شوم
به کدوم لهجه ترانه سر کنم
به کدام دین کافر شوم
مست کدام ساغر شوم
با کدام لبخند خر شوم
به کجا چنین شتابان
دیگر گونه مردی انک
اوار گرگ میش
ویران شده می ایم
سر زد از افق
نور به قبرت بباره
زوری که نمیشه
کارنشد نداره
ما را رها کنید دراین رنج بی حساب
شور بختانه
گم گشت راه مقصود
تب تند تنم
تیشه بردار ریشمو بکن
نهنگی هم بر ارد سر
دمار از من براوردی
نمی دانی مگر دردم
که بامعشوق پیوندی
به حوض کوثر اندازم
خدا را   ای رغیب امشب زمانی دیده بر هم نه

کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٦ 
فتنه چکمه پوش
اخه فتنه چکمه پوشه رفیقه بخت بد               رو پیشونیش سرنوشت مهربد بختی زد
باور ما نمی شود
در سر ما نمی رود
یاور یار ما تویی
گاه سوی وفا روی
گاه سوی جفا روی
این ههمه خود تو میکنی؟
باور ما نمی شود
در سر ما نمی رود

کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٦ 
هر ان ازین زمانه دلم سیرتر شود
لیک خوشبختانه اخر یافتم سر پناهی جایی
با چشم های بادام درشتش
او اسیر ماست اکنون
حضوری گر همی خواهی از او غافل مشو
که می با دیگری خورد است با ما سر گران دارد
حافظ مکن اهنگ او
نیرنگ او  هفت خط او
راهی بزن که اهی
گاهی دل ما را
چراغ نگاهی
سیری چند

کلمات کلیدی:
 
هم پالگی
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ آذر ،۱۳۸٦ 
نسیمی کز بن ان کاکل ایو
بامن چه کرد  "بینی "معشوق باز من
روندگان به جانب من بازایید با جناب من به رقص اید
همو بود که بود نابود اش کنید
خاموش شد فراموش شد
بابک بیات
اذر ماه تولدم
من چنانم که می نمایم
چنان استم چنان استم من امشب که از خاطر برون جستم من امشب


کلمات کلیدی: